خداحافظی با شیر مامان

من در 19 ماه و نیمگی برای همیشه با شیر مامانم خداحافظی کردم...

یک روز صبح مامانم بهم گفت که می می تلخ شده.من باور نکردم اما تا خوردم بدم اومد و بعد اصلا حاضر نشدم که دوباره امتحان کنم...اما یک ...دو روز اول براش گریه کردم.اونم از ته دلم...

الان هم که چند روزی گذشته بازم دلم هواش رو میکنه و اسمش رو میارم اما مامانم تا میگه می می تلخ شده.مگه یادت رفته منم دیگه هیچی نمیگم..

3 شب اول شبها تو خواب مامانم بهم می می میداد تا بخورم اما بعد از اون دیگه تو خواب هم بهم نداد و الان وقتی شبها بیدار میشم آب میخورم.

اما خوب همین ترک باعث شده که خوابم کم بشه.شبها تا دیروقت بیدارم و تا همه نخوابن منم نمی خوابم. بعد هم تو تخت مامانم اینها اینقدر شیطونی میکنم تا دیگه بیهوش بشم.

/ 1 نظر / 6 بازدید