آراد 6 ماه و 12 روزه

برای جشن 6 ماهگی من و 6 سال و 6 ماهگی داداش خوبم مامانم یک کیک درست کرد و داداشم هم با شکلات تزئینش کرد.خلاصه 4 تایی با هم چندتایی عکس گرفتیم و بعد کیک رو خوردیم.البته 3 تامون کیک خوردیم و نفر چهارم که بنده باشم و فقط نگاه کردم و جیغ و داد راه انداختم تا بالاخره یک قاشق خالی دادن دستم که لیسش بزنم و صدام درنیاد!!!!

من کلا نسبت به میز آشپزخونمون حساس شدم...یعنی فهمیدم که وقتی کسی اونجا میشینه مخصوصا اگر خانواده با هم باشن خبرهای خوبی اونجا هست برای همین جیغ و داد راه میندازم و میگم از تو روروئک یا کریر منو بیارین بیرون وتوی بغلتون بگیرین تا ببینم اون بالا چه خبره.معمولا هم موفق میشم که یک تیکه نون سنگک از مامانم بگیرم و لیسش بزنم و ملچ و مولوچی راه بندازم.اما نمی دونم چرا تا نون داره خوب خیس میشه و آماده خوردن میشه مامانم ازم میگیره و یه تیکه نون جدید میده....آخه یکی نیست بگه مامان عزیزم من برای خیس کردن اون قبلیه خیلی زحمت کشیدم....چرا اینکار رو میکنی؟؟؟؟؟

الان روزها فرنی برای صبحانه و عصرانه میخورم و برای ناهار و شام هم سوپ میخورم که شامل سیب زمینی,هویج,برنج و گوشت مرغ یا گوشت گوسفند هستش.حریره هم میخوردم اما صورتم خیلی لکه های قرمز میزد که مامانم حدس زد برای بادوم باشه و حذف کردو بهتر شدم.حالا شاید برای اطمینان دوباره تستش کنه.

مامانم هم مرخصیش تموم شده و فعلا 2 بار در هفته با هماهنگی با مدیرش میره سرکار و منو پیش مامان خودش که مامان جون من باشه میگذاره.این 2 روز که بهم خوش گذشته و هر بار از خونه مامانم جونم میام یک هنر جدید یاد گرفتم.دفعه اول با زبونم تق تق میکردم و ایندفعه همش آواز میخونم:  بااااااااابااااااااااابااااااا اینم دلیلش اینه که باهام بای بای کار کردن!

/ 4 نظر / 8 بازدید
مامان آرمان

وااااااااای چقدر بامزه و شیرین بود این نوشته از زبون آراد جون....کلا یاسمن جون استاد به تمام معنا هستی وقتی از زبون پسرهات مینویسی ادم باورش میشه انگار حرفهای همون بچه شش ماهه است....به نظرم حس مادری فوق العاده قوی داری... اولش وبلاگ هیراد را خوندم و سوال در مورد سر کار برگشتن ات کردم حالا اینجا خوندم که برگشتی به صورت پاره وقت....روزهای خوبی برات ارزو میکنم و خدا قوت میگم بهت دوست عزیز.... راستی لذت بردم از صدای تق تقی که آراد درمیاره و از اواز خوندنش ....

sorena

با سلام....با یه پست داغ آپیم......داغ و دلسوز

باران قلنبه

سلام عزیزم دخترم باران مظفری تو مسابقه محرم اتلیه سها شرکت کرده خوشحال میشم اگه به وبمون بیایی و به لینک مستقیم اتلیه بروید وبه باران امتیاز 5 رو بدهید تا 20 دی مهلت دارید واگر قبلا به کودک دیگری رای دادین بازم میتونین به باران من رای بدهید خیلی وقتتون رو نمیگیره ولی یک رای شما خیلی برای من ارزش داره منتظر کمکتون هستم مرسی ادرس مستقیم اتلیه http://soha.torgheh.ir/festival/festivalPage.php?festival=5

مامان پوریا و آریا

نوش جونت ..انشالله تو هم زودتر به سر میز دعوت بشی [گل]