نوروز 93

با تمام سختی هایی که توی اسفند 92 کشیدیم اما بلاخره نوروز 93 از راه رسید و به ما انرژی دوباره داد.

از روی 4 نوروز همه رفتیم شمال سفر.مامان و بابا از ترسشون کلاه از سر من برنمیداشتن و همش مراقب بودن که لباس گرم تنم باشه.

اینقدر از پله های ویلا بالا و پایین رفتم که تمام آدمهایی که تو سفر همراهمون بودن زانو درد گرفتن.بالاخره به نوبت باید دست منو میگرفتن دیگه.اما باعث شد مهارتم توی پله بالا و پایین رفتن خیلی پیشرفت کنه.

سفر خوبی بود و نیروی خوبی برای هممون.

/ 0 نظر / 11 بازدید