آراد 9 ماهه می شود....

میدونم خیلی وقته که مامانم تنبلی کرده و اینجا ننوشته.من از طرفش از خودم و دوستهام عذرخواهی می کنم....
من امروز رسما و اسما یک آراد 9 ماهه شدم.مبارکههوراهوراهورا

خوب دقیقا از آخرین باری که مامانم پست گذاشته یک ماه میگذره.توی این یکماه یکبار دیگه مریض شدم...فکر کنم بازم داداش جونم از مدرسه آورده بود.البته خدا رو شکر خودش تب نکرد اما من 3 شب تب کردم.بعدش هم کمی سرفه و گرفتگی بینی که هنوز هم کاملا خوب نشده اما سرحالم و شیطونی می کنم.

پیشرفتهای حرکتی و گفتاری: از هنرهای جدیدم براتون بگم.اینقدر در روروئک سواری ماهر شدم که با روروئک دنبال داداشم می کنم و ان از دستم فرار می کنه!!!عینکتازه یکبار هم تونستم بهش برسم و زدم بهش و اونم افتاد زمین.....بعد هم که مامانم اومد ببینه چه بلایی سر داداشم اومده محکم سمت مامانم رفتم و پاش مامانم رفت زیر چرخ روروئک و جیغش رفت هوا..... بعد هم به مامان وداداش زخمی نگاه کردم و شروع کردم به سوت زدن!!!!مژه

مگه نگفته بودم که من سوت میزنم؟؟؟؟آره ...یک هفته ای میشه که سوت میزنم.... وقتی کمی هیجان زده میشم لبهام رو جمع میکنم و فوت میکنم و اینقدر اینکار رو انجام دادم که دیگه صدای سوت از دهنم بیرون میاد و همه غش میکنن از خنده....

هر کاری هم می کنن که برای سینه خیز رفتن و 4 دست و پا تمرین کنم راضی نمیشم. خوب من کلا از دمر بودن بدم میاد دیگه...فقط دلم میخواد بشینم...

دائم هم دارم ماما...ماما.....گاگا...گاگا.....می کنم....

اینقدر هم از کتاب خوشم میاد مخصوصا کتاب روخوانی کلاس اول!!! میدونین چرا؟؟؟ چون داداشم اون رو میخونه همین یک دلیل برای جذاب بودن اون کتاب برام کافیه...

دیروز همچنی با دقت داشتم کتاب روخوانی داداشم رو ورق میزدم که مامان و داداشم حسابی تعجب کرده بودن از این دقت من و داشتن ازم تعریف می کردن منم حوصله ام از حرفهاشون سر رفت و یکدفعه یک صفحه رو پاره کردم....نمی دونم چرا جیغ هردوشن دراومد و زودی کتاب رو از من گرفتن؟؟؟متفکر

غذا خوردن : همچنان غذاخوردن رو دوست دارم اما چی کار کنم که همش اگزما میزنم و مامانم خیلی باید با احتیاط همه جی رو به من بده.حتی تخم مرغ رو یکبار تست کرد و دید که انگار پوستم واکنش نشون داده و دوباره دست نگه داشت تا چند روزه دیگه امتحان کنه.

الان 3 تا میوه رو میخورم....سیب....لیمو شیرین.....و کمی موز....

عاشق نون در همه نوعش هستم اما تا ازم غافل بشن یک تیکه با دندونم میکنمیول

قول میدم در اولین فرصت براتون عکس بگذارم.فعلا بامن حرف نزن

/ 4 نظر / 11 بازدید
sharareh

خاله ماشالا چه بزرگ شدی... آقا شدی... چه خوشگل شدی... به مامانت بگو یه ماچ گنده از طرف من ازت بگیره.....

پريسا

عزززززززززززززززززززززززززززززززززززززيزم[قلب][ماچ][بغل]

ارغوان

مرسی از آدرس لینک کردم تا دیگه یادم نره...وای جون دلمممممممم چقد تو بزرگ و ناز فسقلی همه عکساش قشنگ بودن[ماچ][قلب]...9ماهگیتم مبارک آراد کوجولو

ای جانم هزار ماشاالله [ماچ] در عوضش آریا اصلا"سوار روروئک نشد و زودی چهار دست و پا رفت . من به آریا هنوز هم غیر از سیب و گلابی و هویج میوه ای ندادم ..دکترش گفت موز و مرکبات زیر 1 سال نده حساسیت زا هستند .