من 2 ساله شدم

من آراد 2 سال دارم!

بله 2 سال از زندگی من گذشت و وارد سومین سال زندگیم شدم.

آراد 2 ساله شیرینه....خیلی شیرینه.هر جا میره همه عاشقش میشن.حتی کافیه تو پارک فقط از جلوش رد بشن اما حتما بوسی براش میفرستن ...بای بایی باهاش میکننن ...و یا به مامانش میگن براش اسفند دود کنه.البته نه اینکه فکر کنین خوشگله ...ولی انگار قدرت جذبش بالاست...

آراد 2 ساله قشنگ جمله سازی میکنه و حرفهاش رو میزنه.هرکی هرچی بگه تکرار میکنه.عین یه طوی شیرین زبون.حالا اگر اون طرفش داداشش باشه که مثلا داره با مامان یا بابا صحبت میکنه آراد مثل آینه ی اون عمل میکنه و حتی حرکاتش رو هم تکرار میکنه.

و جالبتر از همه اینکه هنوز آراد دوست نداره خودش رو من صدا کنه و همه جمله هاش در مورد خودش اینطوریه...آراد میاد...آراد دوست نداره...آراد خسته هست!

آراد 2 ساله غذا خوب نمیخوره .برعکس آراد یکساله که غذا خوردنش خوب بود و فقط مشکلش وزن نگرفتن بود اما آراد 2 ساله غذا نمیخورهو خوب طبیعتا وطن نمیگیره دیگه.اما قدش بلند میشه. چون عاشق شیر هست و همش شیر میخوره.

و اصل مطلب اینکه:

 تولد 2 سالگی من مبارک

اما روز تولد من و داداشم یعنی 8 خرداد مامان و بابا یه سفر 2 روزه ترتیب دادن و ما رو به روستای تاریخی ابیانه بردن.خیلی خوش گذشت. من داداشم حسابی بازی کردیم..

یه عالمه سنگ توی آب پرت کردم.

/ 1 نظر / 17 بازدید
میمی

آخ جونم کوچولوی با صفا