7 ماهگی و خروسک....

بد بود خیلی بد....یکدفعه شروع شد ساعت 3 نصفه شب.با سرفه های وحشتناک سوت مانندم از خواب بیدار شدم و مامان و بابا وحشت زده اومدن سمتم.باورشون نمیشه که دوباره بعد از 10 روز این صدا رو میشنون...اما ایندفعه بدتر از دفعه قبل بود....

مامان اینقدر ترسیده بود که می لرزید و هرچی میپوشید گرم نمیشد....همش به بابا می گفت بریم بیمارستان...بابا به مامان گفت برو از اتاق بیرون تا من رو هم هل نکردی ببینم چی کار میتونم بکنم....منو نزدیک بخور سرد برد ....تا خوابم میبرد آروم بودم و فقط صدای خس خس سینه ام میامد اما همین که بیدار میشدم با سختی نفسم رو به داخل میکشیدم...بعد از نیمساعت بابا هم ترسید و لباس تنم کردن و راهی بیمارستان شدیم.داداشم خواب بود و مامان و بابا دلش نیومد بیدارش کنن و به امیدی که بیدار نشه تا برگردن رفتن بیمارستان...تا اونجا مامانم هزار تا نذر و نیاز کرد...

وقتی رسیدن بیمارستان لاله دکتر کشیک متخصص اطفال من رو دید و گفت التهاب حنجره گرفتم....یعنی کروپ و یا همون خروسک....البته اینکه 10 روز قبل هم این اتفاق افتاده خوب نیست.

خلاصه بهم دوباره دگزا تزریق شد و بخور سرد برام گذاشتن...بعد از 2 ساعت یعنی حدود 6 صبح مرخص شدم...الان هم داروهای سرفه ای رو که دکتر بیمارستان تجویز کرد دارم مصرف میکنم تا برم پیش دکترم.....

/ 1 نظر / 10 بازدید
مامان پوریا و آریا

[ناراحت] عزیییییییییییزم ... مامانی دستگاه بخور سرد را همیشه روشن بذار فقط خونه را یه کم گرمتر کن سردشون نشه ...ولی باور کن همش بخاطر آلودگی هواست ..ما هر وقت پوریا گلوش میگیره نصف قرص زادتیین میدیم فورا" خوب میشه ..پنجره ها را باز نذار از خونه هم به هیچ وجه بیرونش نبر ..هوا واقعا افتضاحه