آراد 2 سال و 9 ماهه

شبها موقع خواب:

-بابا: آراد نمیخوای بری تو تختخت بخوابی؟

آراد : هنوز خوابم نیمیاد..

مامان : میخوای بیام نازت کنم تا خوابت ببره؟

آراد : اول یه کوشولو کنارت بخوابم بعد برم.

-----------------------------------------------------

بعد از اینکه کمی پیش مامان دراز میکشه و مامان رو بوس میکنه:

آراد : خوب دیده(دیگه) بسه!برم تخت خودم. مامان بیا نازم کن.

آراد توی تخت خودش دراز میکشه .

مامان سرش رو آروم نوازش میکنه.

آراد : ای وای!! یادم رفت قرص یخیم رو بخورم (لازم به توضیح هست که چون بزرگترها قرص موقع خواب میخورن آراد هم بصورت نمایشی یک ذره کوچیک نون یخ زده از تو فریزر برمیداره و مثل قرص با آب میخوره!!!)

-------------------------------

بعد از خوردن قرص یخی! به تختش میره...مامان دوباره سرش رو نوازش میکنه

آراد : خوب دیده(دیگه) بسه.حالا برو!

-----------------------------

چند ثانیه بعد.........آراد از اتاق خودش داد میزنه

آراد : بابا....بابا

بابا : بله؟

آراد : مامان رو صدا کن!!!!!!!!!!!!!!

بابا : خوب خودت صداش کن....

آراد : نه تو صداش کن....

بابا: مامانش ببین آراد کارت داره

مامان : بله آراد؟

آراد : مامان من چرا خستگیم نمیره؟؟؟

مامان : آخه مامان جان دو دقیقه هم نشده که رفتی تو تختت! بخواب خستگیت میره

آراد: خوب من الان خوابیدم دیگه

مامان : نه منظورم اینه که خوابت ببره خستگیت میره...

آراد : آها.......

و این دیالوگ هر شب بدون استثناء تکرار می شود!!

/ 3 نظر / 8 بازدید

مامان اراد سلام من مامان سروش و سینام سروش فشقلی ما خروسک شده بود سرچ کردم وبلاگ شمارو دیدم اقا اراد بعد از هفت ماهگیش دیگه خروسک نشد؟ چرا بعد از ده روز دوباره خروسک شد؟ به من سر بزنید.

خاله من یادم رفت ادر وبم و بزارم

narges

salam che ghad ghashange:) adam mikhune hese khubi mide:) che bachehaye ba namak va khubi darin khoda hefzeshun kone:):*