18 ماهگی

وای بیشتر از یکماه شده که مامانم هیچی ننوشته و این خیلی بده چون من تند و تند دارم بزرگ میشم و این خاطره ممکنه فراموش بشه.

اول اینکه مامانم هر کاری میکنه من به خوردن شیر پاستوریزه عادت کنم نمیشه.خیلی خوشم نمیاد و فوق 20 سی سی روزی بخورم.مامانم میخواد من رو از شیر بگیره و نگران اینه که نکنه دچار کمبود کلسیم بشم.اما دیگه تصمیمش رو گرفته که بعد از واکسن 18 ماهگی و گذروندن دوره بهونه گیری بعد از واکسن من رو از شیر بگیره.شاید همین باعث بشه که حاضر بشم شیر پاستوریزه بخورم.

توی این مدت یکبار یه اتفاق خیلی بد افتاد و آنهم این بود که وقتی پرستارم توی دستشویی بوده من از روی مبل افتادم زمین.............و روی پیشونیم یک ورم زیاد و کبودی درست شد.مامانم وقتی من رو دید شوکه شد و حسابی ناراحت که چرا پرستارم حواسش نبوده و قرار شد من تا زمانی که بیدار پرستارم فقط کنارم باشه و دست به هیچ کار دیگه ای نزنه.همین باعث شده که مامانم حسابی کاراش زیاد بشه.

همچنان 8 تا دندون دارم و بیشتر نشده.وزنم هم رشد خوبی نداره.البته خیلی بدغذا نیستم.ولی خوب دکتر میگه مدلم همینه دیگه.نباید خیلی مامان و بابا سر وزنم گیر بدن بهم.

از بازی با دادشتم بگم که بهترین قسمت زندگی منه.اگر روزی داداشم از مدرسه بیاد و بخوابه .من صد دفعه میرم بالای سرش تا با بوس و ناز و آخر کتک بیدارش کنم تا بیاد و با من بازی کنه.خوب این بازی ها خطر هم خیلی داره و دائم دارم آسیب میبینم...

/ 1 نظر / 11 بازدید
مامان پوریا و آریا

سلام من هم تصمیم داشتم بعد از واکسن از شیر بگیرمش اما اینقدر کولی بازی دراورد و خودشو زد که فعلا پشیمون شدم [ناراحت] خدا این داداش بزرگ ها را براتون حفظ کنه که اینقدر بهشون زور میگید [قلب] با شیر طعم دار شروع کنید تا عادت کنه من با شیر موز و دوغ شروع کردم .