Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers عطر زندگی

عطر زندگی
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

خوبم. صبحها ساعت 7:00 توی خواب مامانم لباسم رو عوض میکنه و بابام بغلم میکنه و توی ماشین میگذاره و مامانم منو با خودش میاره محل کارش.گفته بودم که مهدکودک محل کار مامانم میرم.

خوبه.محیطش خیلی شاده. دوسش دارم در تمام این 4 ماه به جز 2 هفته اول دو تا سه بار بیشتر نشده که بگم نریم مهدکودک که همش هم به خاطر کم خوابی بوده..

توی مهد کلاس زبان داریم.کلاس موسسه دانا داریم که هر هفته در مورد موضوعات مختلف برامون برنامه داره مثل, حیوانات, گیاهان, آشپزی و....کلاس موسیقی داریم.باهامون بلز کار میکنن.البته تا الان مشغول یادگیری داستان نتها بودیم و حالا بلز. گرچه مامان من خیلی تمایلی به آموزش موسیقی مهد نداره. آخه داداش هیرادم 2 سال و نیم پارس برای موسیقی رفت اما خوب الان ساز رو گذاشته کنار! به هرحال مامانم شاید یک کمی بدبین شده!

یک عالمه کاردستی با دور ریختنیها درست میکنیم.حتما تو یک فرصت عکس های اونها رو اینجا میگذارم.

یه سفر هم توی تابستون داشتیم که خیلی بهم خوش گذشتم و حسابی آب بازی کردم.

 

[ ۱۱ شهریور ۱۳٩٤ ] [ ۱:۱٥ ‎ق.ظ ] [ مامان هیراد و آراد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

پسرم، چگونه می توانم کمکت کنم که ببینی؟ بیا تو را روی دوشم بنشانم. آن وقت دورتر از من می بینی. آن وقت به جای هردومان می بینی. حالا تو به من بگو در آن دوردستها چه می بینی؟
صفحات دیگر
امکانات وب